حرفای خود خود نسیم................
Fake می دانی یعنی چه؟ پگاه یادم داد. دختر عمویم را می گویم...یادت که هست؟
رفته بودیم آیس پک بخوریم که هی غر می زد و می گفت اینجا Fake است. تقلبی است یعنی. اصل نیست. اوریجینال نیست. نمی چسبد اصلن. چه می دانم ، همان Fake دیگر!
می دانی ... چند وقتی است که همه ی دور برم Fake شده. هیچ چیز اوریجینال نیست. نمی چسبد. کتاب ها همه Fake شده اند ... موزیک ها هم. شعر ها که دیگر نگو . حتی همه ی چایی های دنیا Fake شده اند. باران هم Fake شده انگار. هر چه زور بزنی و زیرش بدوی و آواز بخوانی و خیس بشوی ، هیچ چیزی در دلت تکان نمی خورد. شیطنت های من هم همه Fake شده اند. ادا شده اند همه شان. همه ی آدم های ِ یک زمانی بزرگ و دوست داشتنی هم Fake شده اند. حتی بازوی سفید و خنک مامان هم که گرفتن اش همیشه آرامش بخش بود Fake شده. باورت نمی شود ... خنده های من هم Fake شده اند... همان ها که می گفتی بودن شان برای زندگی کافیست.
نگران نباش ، فکر نمی کنم این Fake شدن دنیا و ما فیها ربطی به تو داشته باشد. یعنی سعی می کنم نداشته باشد. ربطش می دهم به بزرگ شدن و فهمیده شدن و گند شدن دنیا.
ببخش... سرت را درد آوردم...راستی، نکند « دوست داشتن » های من هم Fake شده باشند؟؟
پی نوشت۱: چه احساسی دارین که یاهو باز نمی شه؟![]()
![]()
پی نوشت۲: هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز اینجا اینقدر سرد بشه![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388 ساعت 5:17 بعد از ظهر توسط نسیم جون و رزمشکی |

